شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

356

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

43 - محمد بن زكريا رازى [ 251 - 313 ه ] 43 ، 1 - در اوايل حال رنگرز « 1 » بود ، بعد از آن به علم اكسير مشغول شد ، تا آنكه چشمهايش رمد پيدا كرد به جهت بخارات عقاقير . پيش طبيبى رفت تا چشم خود را معالجه نمايد . طبيب [ 96 - الف ] گفت : تا پانصد دينار طلا ندهى من علاج نخواهم كرد ، بىعلاج شده مبلغ مذكور را به او داد . طبيب گفت : كيميا اين است ، نه آنچه تو به آن مشغول شدى و چشم خود را تلف كردى « 2 » . پس عمل اكسير را ترك كرده مشغول به طب شد ، و در آن فن به جائى رسيد كه تصانيف او تصانيف پيشينيان را منسوخ ساخت . و ابن سينا در حق او گفت كه : او متكلف فضول بود كه از شان او آن كه نظر كند در بول‌ها و برازها . به تحقيق كه ابن سينا راست گفته است از براى آنكه معالجات طب را به غايت خود رسانيده بود ؛ و در غير معالجات سخنان به لغز و رمز مىگفته « 3 » و بد گفته . 43 ، 2 - و گفت : زهرها سه است : خوردن گوشت بريان‌شدهء خشك ، و

--> ( 1 ) - متن 2 : 7 و بيهقى 18 : صائغا ( در هر دو چاپ ) گويا « صيرفيا » بوده چنان كه در عيون الانباء ( 1 : 5 ر 314 ) آمده و « صائنا » خوانده‌اند . در ترجمهء فارسى بيهقى ( ص 11 ) « زرگر » آمده است . مترجم « صائغا » خوانده يا در نسخه بخارى « زرگر » واژهء « رنگرز » آمده است . درى ( 2 : 29 ) « صناع و اهل حرفه » آورد ( ؟ ! ) . ( 2 ) - د : تلف نمودى . ( 3 ) - متن 2 : 7 : و بيهقى 8 و تكلم بالعوراء و الخبائث فيما سوى ذلك . در ترجمهء فارسى بيهقى ( 12 ) اين بند نيست ، د : رمز گفته و . . .